احمد بن محمد ميبدى

77

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

191 - وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ . آنان را هرجا يافتيد بكشيد و چنان كه شما را از مكّه بيرون كردند آنان را از مكّه بيرون كنيد ، و شرك آوردن ايشان به خداوند نزد او سخت‌تر است از كشتن و ايشان را نزديك مسجد حرام نكشيد مگر وقتى كه در آنجا با شما كشتار كنند كه در آن صورت آنها را بكشيد ، اين است جزاى كافران نزد خداى ؟ 192 - فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . اگر از كفر خويش بازايستادند خدا آمرزنده و بخشنده است . 193 - وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ . با ايشان جنگ كنيد تا بر زمين كافر نماند كه مسلمانان را آزار دهد و برنجاند و در روى زمين ، تنها دين خدا باشد ، پس اگر از رنجاندن مسلمانان باز ايستادند و گزيت پذيرفتند ، ديگر جاى زور و دشمنى نيست مگر بر ستمكاران . 194 - الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ . اين ماه حرام به آن ماه حرام و اين شكستن حرمت آن ، به آن شكستن حرمت آن است ، پس هركس بر شما فزونى جست و از اندازه درگذشت ، بر او فزونى جوئيد همان گونه كه بر شما فزونى جسته و از اندازه درگذشته و بپرهيزيد و از خداوند بترسيد و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است . 195 - وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . در راه خدا انفاق كنيد و خود را به نوميدى و بيم درويشى در تباهى ميفكنيد و نيكوكارى كنيد در كار روزى خويش و در پاداش كردار خويش ، و به خداوند گمان نيك داشته باشيد كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 188 - وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . . تا آخر آيه . اشارت است به اينكه كردگار قديم و داور حكيم بر اسرار بندگان آگاه است ، هرچند داور زمين به ظاهر حكم كند ، داور آسمان به باطن نگرد و نهانيها داند ، پس بنگر تا راستى در باطن به كار برى و راستى در معاملات پيشه كنى ، و از خداوند نهان‌دان شرم دارى ، و جز حق خود طلب نكنى ، كه امروز آبرويت نزد خلق ببرد و فردا به تازيانهء عقاب تو را ادب كند ، و گويد : اى بىشرم فرزند آدم ، ندانستى كه من به نهانىهاى آسمان و زمين آگاهم و از كار بدكاران و ستمگران غافل نيستم ؟ 189 - يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ . . . تا آخر آيه . كم و زياد شدن ماه و افزودن و كاستن آن اشارت به قبض و بسط عارفان و هيبت و انس محبّان است ، قبض و بسط عارفان به منزلهء بيم و اميد عاميان است ، همان قدر كه قبض و بسط از خوف و رجا برتر آمد ، هيبت و انس از بسط و قبض برتر است چه كه ، خوف و رجاء عاميان راست ، و قبض و بسط خاصگان راست و هيبت و انس خاص خاصان راست ! حالت اول مقام ظالمان است و دوم مقام مقتصدان و سوم مقام سابقان است و غايت همه انس محبّان است چه كه آدمى در آن حالت به غايتى رسد كه اگر در ميان آتش شود خبر ندارد و حرارت آتش روح انس او را هيچ اثر نكند .